تبليغاتX
همین جا روی زمین

همین جا روی زمین

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1390ساعت 20:38  توسط علی  

من امروز به معنای واقعی کلمه در مورد حریم شخصی به رستگاری کامل رسیدم.جالبه که تا همین دیشب فکر میکردم چقدر در این مورد روشنفکر هستم.اما امروز متوجه شدم نه تنها در این مورد روشنفکر نشده بودم.بلکه خیلی هم عقب مانده فکر بوده ام و خودم خبر نداشتم.یعنی اگر این حرفهای دیشب خودم رو از زبان یک فرد دیگری می شنیدم فکر میکردم چقدر آن آدم ابله و عقب مانده و کوته فکر است.اما حالا خیلی شاد و سبکم.ممنونم از مادوکس و مهری.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 18:22  توسط علی  

امروز توی حمام حس کردم هیچ جا رو نمیبینم و چشام تار شده.به چشام دست کشیدم دیدم با عینک اومدم زیر دوش.
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 16:18  توسط علی  

یکی از سرگرمی های من این شده که یک لیست توی ذهنم درست کردم و اسمشو گذاشتم آدمهای غیرقابل باور.آدمهایی که در زندگی میبینم و به خاطر همین ماسک و نقاب که گاهی به خاطر خوشایند بقیه و تآیید بقیه به صورت میزنند و گاهی برای فرار از خودشان.اینجور افراد به نحو مضحکی در حال فیلم بازی کردن هستند.ولی اگر کمی باهوش باشیم میبینیم اصلآ رفتار و حرفهاشون قابل باور نیست.حالا نه اینکه الزامآ کار عجیب و غیر قابل باورانجام دهند تا خودشان رو لو بدهند.یا حرفی بزنند که یک دروغ شاخدار غیر قابل باور باشد.اینجور انسانها هیچ حرف و کاریشون به دل آدم نمیشنه.چون واقعیت اینه تا حرفی بزنی و از دل برنیاد بر دل هم نمینشیند.چرا که کاری را انجام میدهی که بقیه فکر کنند:وای چه آدم باحالی.وای چه انسان روشنفکری.وای چه آدم خاصی و......زود خودت لو می دهی.هر چقدر هم بازیگر خوبی باشی و خوب در غیر نقش خودت خوب ظاهر بشی اما زود لو میری.اگر فقط کمی اطرافیانت باهوش باشند.اینکه چرا بعضی ها اینقدر به توجه و تایید دیگران نیازمندند بحث طولانی و دلایل مختلف دارد.البته ماسک و نقش بازی کردن با من برتر انسان خیلی متفاوت است.من برتر یعنی آن انسانی که دوست داری باشی اما نه برای خوشایند دیگران.اینروزها تعداد افراد لیست غیر قابل باور من مرتب بیشتر میشه.دلیلش هم چیزی نیست به جز ماسک زدن و نقش بازی کردن برای خوشایند و تایید دیگران.خود ماسک و نقاب و نقش بازی کردن هم از عدم اعتماد به نفس ناشی میشه و اینکه اینجور افراد خودشان را دوست ندارند و حتا به خودشان هم دروغ میگویند.پس نباید توقع داشته باشیم به ما راست بگویند.
+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 19:3  توسط علی  

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 13:3  توسط علی  

*این آدم های برون گرا که برای دیگران زندگی می کنند  ، چایی می خورند ، کوفته درست می کنند ، فیلم می بینند ، دستی به سرشان کشیده می شود ، تی شرتی می خرند ، شکلاتی هدیه می گیرند ، کلاغی بالای بامشان می گوید غار ،  ... مجبورند همه و همه را مو به مو بنویسند. این نوشتن با هنر روزانه نویسی فرق بسیار دارد.  زندگی در رگ های آنها جاری نیست. آنها در عروق خونی نگاه دیگران زیست می کنند. برای همین اگر کسی چشمش را به روی آنها ببندد آنها ناگزیر از مردن اند.

    گاهی این آدمها با تمام تلاشی که می کنند تا پرسونای  خوشبخت خود ساخته شان را جای خود تقلبی شان جا بزنند، غافل می شوند و با یک گاف بزرگ  مجددا درون متلاطم و متلاشی شده شان  را برملا می کنند.  بار خطاهایی که کرده اند  ، دَست از سرشان بر نمی دارد و ناگزیرشان می کند برای فرار از خودشان  همه را به راه و رسم خود ببینند. از آنجا که صداقت ،  منطق ، ریاضی ، فلسفه کم می دانند ، کبری و صغرایی غلط می چینند  و نتیجه ی دلخواه را زیرش ثبت می کنند.  بی آنکه قدرت و هیمنه ای داشته باشند ،  دیکتاتور مآبانه برای جماعتی که دیگر پراکنده شده اند خط و نشان می کشند. آدمی هستد شبیه د کسی که  زیر تابلوی کرسی و سر های بریده ی قوچ های شکار شده ، پیام رافت و حفاظت از محیط زیست منتشر می کنند. 

این آدم ها مثال های عینی  زیادی دارند.  محیط مجازی جولانگاه خوبی برای میهمانی های َ بالماسکه ی آنها می باشد.

*لینک این پست خانوم ثابتی

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 12:1  توسط علی  

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1390ساعت 1:50  توسط علی  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 20:2  توسط علی  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 13:9  توسط علی  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مهر 1390ساعت 15:58  توسط علی