پ ن:من خواننده وبلاگ آهو نمیشوی هستم و علت این پست این بود که این روزا خیلی از وبلاگ ها رو که می خونم مطمئن میشم دارن تقلید می کنن ولی با خودشون فکر میکنن وای من چقدر با حال می نویسم اما همه اونایی که خواننده وبلاگ آهو نمی شوی هستن و یک دفعه و شانسی گذارشون به این وبلاگ های کپی ناقص از اصل بیفته خیلی راحت می تونن بفهمن که این نثر سبک نوشتن از کجا تقلید شده.اگه یه کمی بدجنس تر بودم چندتا از اون معروف تر ها رو مثال میزدم،حیف که بدجنس نیستم.
از خیلی وقت پیش خواننده پیاده رو وبلاگ آیدا احدیانی بوده و هستم،قبل از اینکه آدرس وبلاگش عوض بشه.از اون وبلاگ نویس هایی است که با خوندن مطالبش به وبلاگش معتاد میشی و متوجه میشی آیدا خانم احدیانی عجب ذهن خلاق و محشری داره.میفهمی آدمیه که دارای فکر و اندیشه اس.کسی که بدون ادا و تظاهر و با ادعای روشنفکری یه انسان روشنفکر واقعیه.حالا بهانه این پست اینه که حدودن بیست و یکم مهرماه بود که در کمال خوشحالی متوجه شدم ایشون فایل کتاب شهر باریکشون رو برای دانلود در وبلاگشون گذاشتن.از خیلی قبل تر به فکر بودم که چجوری میتونم کتابشون رو در ایران پیدا کنم -با توجه به اینکه ایشون ایران نیستن و کتابشون رو هم در کانادا منتشر کردن- به فکرم رسید با ناشر تماس بگیرم و با پرداخت وجه کتاب،بتونم کتاب آیدا احدیانی رو دریافت کنم که خوشبختانه با وجود امکان دانلود فایل پی دی اف کتاب که ایشون در وبلاگشون گذاشتن مشکل من وهمه خواننده گان پیاده رو حل شد.حالا هم از همون بیست و یکم مهر که کتاب رو دانلود کردم،پنج شش باری میشه که داستان های شهر باریک رو خوندم و هر بار هم بیشتر از قبل لذت بردم.حالا برای دانلود میتونید به وبلاگ ایشون برید و فایل پی دی اف کتاب رو دانلود کرده و حسابی لذت ببرید.اینکه من بعد از بیست و یک مهر تازه امروز دارم این پست رو می نویسم به این خاطر هست که هم در وبلاگ نوشتن تنبل شدم و هم یه مقدار اینروزا با کمبود وقت رو به رو هستم(که البته تنبلی علت اصلیه)،ولی امروز که داشتم برای بار چندم شهر باریک رو میخوندم دیدم حیفه آدم از چیزی اینقد لذت ببره و این لذت رو با دیگران شریک نشه.


